در الهيات و حكمت اسلامي، مانند ديگر اديان
ابراهيمي يا حتي اديان غير ابراهيمي چون زرتشت، بر تشبيه خداوند به
"نور" بسيار تاكيد شده است. در قرآن كريم علاوه بر اختصاص يك سوره كامل به
اين نام در آيات زيادي نيز از اين موضوع به صراحت ياد شده است كه معروفترين و زيباترين اين
آيات در سوره نور آيه 35 است:
"اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ
الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ
دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا
يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ
نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ"
"خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن
چراغى و آن چراغ در شيشهاى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته
زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مىشود نزديك است كه روغنش هر چند بدان آتشى نرسيده باشد
روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مىكند و اين مثلها را خدا براى مردم مىزند و خدا به هر چيزى
داناست"
با اين وجود در دعاي "جوشن كبير" كه بنابر روايات شيعي از جانب جبرئيل امين
به محمد(درود) آموخته شده و طي آن 1000 نام از اسامی خداوند ذکر شدهاست،
فرازي هست كه در آن از خداوند چنين ياد شده است: يا رَبَّ النُّورِ وَالظَّلامِ:
اي خداوند روشنايي و تاريكي!
پرسش اين است كه اين تاريكي دراين جا به چه معناست؟ آيا اين عبارت را بايد
به همين صورت ترجمه كرد يا چنين گفت: اي پروردگار روز و شب؟ اگر چنين معنايي منظور
است چرا خيلي راحت و به سياق زبان آسان قرآن گفته نشده يا رب اليل و نهار؟ اگر
مراد از "ظَلام" در اين عبارت تاريكي وجودي است نه تاريكي جغرافيايي(كه
با توجه به معنا شناسي اين كلمه در متن قرآن بيراه به نظر نمي رسد) توضيح و تبيين
فلسفي و الهياتي آن چگونه است؟ و چنين برداشتي چه تبعات و توابعي براي خداشناسي
اديان ابراهيمي دارد ؟ و چگونه با تبيين توحيدي سازگار ميافتد؟


این قدر ریش چه معنی دارد؟
غیر تشویش چه معنی دارد؟
آدمی خرس؟ چه ظلم است آخر؟
مرد حق ، میش؟ چه معنی دارد؟
حذر از زاهد مسواک به سر
عقرب و نیش چه معنی دارد؟
دعوی پوچ به این سامان ریش
نرود پیش ، چه معنی دارد؟
یک نخود کله و ده من دستار
این کم و بیش چه معنی دارد؟
شیخ بر عرش نپرد چه کند؟
غیر پر ریش چه معنی دارد؟
بیدل اینجا همه ریش است و فش است
ملت و کیش چه معنی دارد؟